قوانینی برای آرمش بیشتر
مقدمه:
انسان، فطرتاً خداجوست. گویا آدمی جویباری است که دواندوان، به سوی مبدأ و اصل خود، روان است؛ تا مگر به وصالِ دریای حقیقت برسد. انسانها وقتی از توحید میشنوند، گویا گمشدۀ خود را یافته اند. گویا نام معشوق حقیقی خود را شنیدهاند که قلبشان برای او میتپد.
امّا همۀ ما این نکته را قبول داریم که زمانه عوض شده است. جوانِ امروز ما با دنیایی بسیار متفاوت از گذشته مواجه شده است. قلب پاک و معصوم جوانان ما، فطرتاً تشنه و طالبِ حقیقت و خداجوست، اما اگر ما نیز، معارف دین و مکتبمان را متناسب با فضای امروزین جامعه، با سبک و بیانی جدید، جذاب و زیبا به جوانان خود عرضه نکنیم، نمیتوانیم در برابر هجمۀ بنیانافکن رسانههای رنگارنگ و تهاجم فرهنگی، قد علَم کنیم.
هدف از سلسله جلسات توحید عملی و حدیث دلدادگی، نیز همین بود. بیان اولین اصل از اصول دین اسلام، با تأکید بر عملی بودن آن، مبتنی بر عشق و محبت پروردگار مهربان و با بیانی شیوا و تأثیر گذار.
این جلسات، به همین علت، سریع رشد کرد و مورد استقبال قرار گرفت. ضربان قلبِ همۀ ما تنها یک صدا دارد: خدا، خدا، خدا... کافی است برای لحظاتی به آن گوش کنیم. و در این جلسات یاد میگیریم چگونه به ندای قلب خود پاسخ دهیم و به سمت معشوق حقیقی حرکت کنیم.
این ویژهنامه اولین شماره از ویژهنامههایی است که شاگردان مدرسۀ توحید عملی و حدیث دلدادگی، ارائه می کنند، قطرهای از دریای بیکران توحید عملی:
ضرورت صیانت از دو بال پرواز:
آدمی برای پرواز به قلۀ توحید نیاز به دو بال دارد که باید از آنها به خوبی مواظبت کند: «ذهن وفکر» و «قلب و روح». و اما ذهن وفکر:
ذهن و فکر را باید از افکار و اوهام باطل و بیهوده خالی کرد و قلب و روح را باید از رذایل، پلیدی ها و تمریجها.
فکر کردن، اگرچه در ظاهر چندان به چشم نمیآید، ولی به شدت انرژی صرف میکند. پس عقل سلیم حکم میکند که فکر و ذهنمان را فقط به افکاری اختصاص دهیم که سود و فایدهای داشته باشند. سود و فایدهای مادی یا معنوی . (البته انسان موحد، حتی کارهای دنیوی اش را هم برای خدا انجام میدهد و رنگ خدایی به آن میدهد). اما باید گفت بسیاری از افکاری که به ذهن ما خطور میکند، افکار بیهودهای هستند که نه سودِ دنیوی دارند و نه سود معنوی.
شاید تا به حال تجربه کرده باشید وقتی از موضوعی ناراحت یا عصبانی شدهاید، تا چندین ساعت یا حتی چندین روز، از آن رنج میبرید. یا هنگام نماز، هرچه قدر تلاش میکنید که حضور قلب داشته باشید، نمیتوانید.یا گاهی اوقات، بدون اینکه اتفاق خاصی افتاده باشد، وضعیت روحی مناسبی ندارید.
علت اکثر این موارد این است که ذهنتان آشفته و درگیر است. یا به قول معروف: فکرتان مشغول است.
یکی از اولین قدمها این است که مواظب ذهنِ خود باشید که افکار بیهوده و باطل که سودی برای شما ندارد، در آن، ماندگار نشود. اما چگونه؟ راهکارهای عملی نیاز داریم! در توحید عملی، با قوانینی آشنا میشویم که به وسیلۀ آنها بتوانیم فکر و ذهنمان را سروسامان دهیم و آرامش یابیم.
در اینجا نگاه کوتاهی به بعضی از این قوانین میاندازیم:
- 1. قانون حرکت ندادن فکر:
این قانون بسیار کاربردی است و میتوان گفت به نوعی زیر بنای قوانین دیگر است. فکر تان را در گذشته و آینده حرکت ندهید. گذشتهها هر چه بود گذشت و خیالپردازی یا نگرانی در مورد آینده هم چیزی عاید ما نمیکند. پس فکرتان را در زمان حال نگه داریدبه عنوان مثال اگر از این قانون در رابطه باوسواس استفاده کنیم بسیارکاربردی ونتیجه بخش است. اگر احساس میکنید که به وسواس شستشو یا وسواس در غسل و وضو مبتلا شدهاید، سعی کنید از این قانون استفاده کنید. وقتی وضو گرفتید یا غسل کردید، بعد شک به ذهنتان خطور کرد، اصلاً فکرتان را به سمت آن شک حرکت ندهید...
- 2. قانون به همنریختن:
اگرذهن وروح را مانند یک پازل در نظر بگیرید؛ ذهن و روح ما در مواقع آرامش، مانند یک پازل، منظم و زیباست. وقتی به هر دلیل ( مانند عصبانیت، هیجان، استرسیا ناراحتی و...) پازل روح ما به همریخت و نظم خود را از دست داد، اولین کسی که ضرر میکند، خودِ ما هستیم. انرژی بسیار زیادی باید صرف کرد تابه شرایط قبل برگردیم. پس مواظب باشید که به هم نریزید، شرایط و محیط اطرافتان رامدیریت کنید تابه هم نریزید. باید اینقدر قوی و دریا دل بشویم که کسی یا چیزی نتواند ما را عصبی یا ناراحت کند. به محض اینکه حس کردید، پازل روحتان در حال به هم ریختن است، (مثلاً نزدیک است که عصبانی شوید) شرایط خود را تغییر دهید.
- 3. قانون سنگریزه:
اگر یک سنگریزه در کفشتان باشد، تا آن را بیرون نیاورید، نمیتوانید درست و راحت راه بروید. بعضی فکرها مانند سنگریزه هستند. سنگریزه هامسایلی ست که جزیی هستند واز یرون به ما مرسد واصولا یک روزه هستند مثلاً درمحل کار، دانشگاه، اتوبوس یا بازار بدون دلیل کسی به شما توهین میکند! خب که چی ؟! میخواهید انتقام کار زشت دیگران را از خودتان بگیرید؟ رهایش کنید! پس سنگریزههای ذهن را خارج کنید تا راحت شوید، نگذارید چیزی شما را آزار دهد.
- 4. قانون نوشتن :
بعضی از فکرها را اگر بنویسیم خیلی راحتتریم. گاهی اوقات یک خاطره مثل نقشی روی سنگ است! این فکر آزار دهنده را روی کاغذی بنویسید آن را تا کنید و بین ورقهای یک کتاب بگذارید. آن را در ذهنتان نگه ندارید مثلاً اگرشما 7صبح برای عصر قرار گذاشتید، جایی بنویسید و دیگر از ذهنتان خارج کنید. ننوشتن آن باعث می شود که دائماً مجبور باشید آن را به خودتان یادآوری کنید، حتی در نماز!!
- 5. قانون سطل آشغال:
همانطورکه همه جا یک سطل آشغال نیاز هست، درذهن هم باید یک سطل آشغال بگذارید و افکار بیخود و اضافی خود را مچاله کنید و در آن بیندازید. اینکه فلانی چی گفت واین چه کرد واون چه کرد همه را بریزید دور...! حیف ذهنِ شما نیست که افکار بیفایده در آن انباشته شود؟
- 6. قانون دفع زباله:
این قانون بیشتر برای فکرهای گذشته است. چند وقت یکبار، زبالههای ذهن خود را از ذهن خود برای همیشه خارج کنید، مطمئن باشید هیچ اتفاق خاصی نمیافتد! به عنوان مثال، یاد آوری اتفاقات تلخی که احیاناً در برههای از زندگی برایتان اتفاق افتاده، چه خاصیتی جز بدبو کردن ذهنتان دارد؟ پس نگذارید زبالههای ذهن در ذهنتان بماند. آنها را در جایی دفن کنید که دیگر ذهنتان آن را پیدا نکند!!
- 7. قانون دریای آبی :
توضیح این قانون بماند برای بعد!
فقط کمی به آن فکر کنید...
به آرامش، به عظمت و زلالی دریا...
- 8. قانون کوله پشتی:
یک کولهپشتی را تصور کنید که پر از بارهای غیر ضروری و اضافی است. هیچ انسان عاقلی برای مسافرتِ مهم ، با خودش بار اضافی حمل نمیکند؛ تا بتواند چابکتر و راحتتر راه برود. برای سفر آخرت، ذهن خود را سبک کنید.
ببخشید! به ما چه ربطی دارد که درآمد فلان فوتبالیست چقدر است یا فلان بازیگر با چه کسی ازدواج کرده و کی طلاق گرفته؟ این که کاپیتان تیم ملی چه ماشینی سوار میشود یا فلان همسایۀ ما چند وقت یکبار مسافرت میرود، چه دردی را از ما دوا میکند؟!
- 9. قانون قیچی:
گاهی اوقات نمیتوانیم جلوی ورود بعضی از افکار را به ذهنمان بگیریم. چارۀ کار چیست؟ قیچی!!
فوراً آن را قیچی کنید و نگذارید پای ذهنتان را لنگ کند. فراموش نکنید که شما خیلی ارزشمند هستید، ذهن و فکر شما خیلی عزیز و گرامی است، هوایش را داشته باشید!! آزادی و راحتی را برایش فراهم کنید!